26 شهریور 1392

ماجراهای تاریخ ساز و قفل و کلید

مولف:   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

(منبع: راسخون)
در این مقاله می توانید درباره مبنای شکل گیری سیستم اندازه گیری زمان بخوانید و روش های دیگری که برای این کار وجود دارد. مطلب دیگری داریم درباره اینکه سرنوشت چگونه یک نفر را از مدل مسیح به مدل یهودا تبدیل کرد. علت آب ریختن پشت سر مسافر هم جزو دیگر موضوعات این مقاله است.

روشی برای رفع سکسکه

واقعیت دارد که می گویند افلاطون از بزرگ ترین اندیشمندان تاریخ بوده است. او در هر زمینه ای که فکرش را بکنید اطلاعات زیادی داشت. نه تنها در همه علوم دانا بود بلکه در نوشته هایش درباره همه چیز اظهارنظر کرده است؛ از فلسفه وجودی ریاضیات و علوم طبیعی بگیرید تا مسائلی چنان پیش پا افتاده و گاهی مسخره که آدم خنده اش می گیرد. باور کردنی نیست که افلاطون وقتش را برای پرداختن به چنین چیزهایی صرف کرده است. نوشته های افلاطون پر از چنین مباحثی است. مثلاً یکی از جالب ترین آنها روشی برای متوقف کردن سکسکه است که این عالم یونانی چند هزار کلمه درباره آن توضیح داده است. او می گوید برای رفع سکسکه باید یک پر بسیار لطیف و نرم را پیدا کنید. «البته درباره ویژگی های همین پر توضیح مفصلی می دهد»، سپس با این پر باید با آرامی و حوصله سوراخ بینی خود را قلقلک بدهید! باید این کار را آن قدر انجام بدهید تا یک عطسه بلند بکنید. افلاطون می گوید ممکن است یک بار کافی نباشد و سکسکه شما قطع نشود و گاهی لازم است چندین عطسه بلند بکنید. البته ما که امتحان کردیم؛ فایده ای نداشت. شما هم امتحان کنید. در آخر این مقاله افلاطون که کلی با روش پیشنهادی اش حال کرده می نویسد: «این روش فوق العاده شدیدترین سکسکه را بند می آورد!»

هرمزان چگونه نجات یافت؟

هرمزان یکی از فرماندهان ایرانی بود که در زمان حمله عرب ها به ایران در منطقه خوزستان کنونی با سپاه اندکش چندین روز مقاومت کرد ولی در نهایت به دلیل سستی اراده و فرار عده ای از یارانش نبرد را باخت و اسیر شد. ابوموسی اشعری که در سپاه عرب ها بود تصمیم گرفت او را سالم نزد عمر بفرستد تا عمر دوباره او تصمیم بگیرد. به این ترتیب هرمزان را که شاهزاده ای ایرانی بود با لباس فاخر و تاجش به مدینه بردند و او را به مسجدی وارد کردند که عمر در آن خوابیده بود. عمر برخواست و پس از چند دقیقه گفت و گو با سردار ایرانی دستور قتل او را داد. هرمزان گفت می خواهد پیش از مرگ کمی آب بنوشد. عمر گفت تا کاسه ای آب بیاورند و به دست او بدهند. هرمزان درنگ کرد و آب را ننوشید. عمر دلیل این کار را از او سوال کرد و هرمزان در پاسخش گفت می ترسد هنگام نوشیدن آب او را بکشند از عمر خواست قول بدهد تا او کاسه آب را ننوشیده او را نکشند. عمر قبول کرد. در این هنگام هرمزان آب را روی زمین ریخت. عمر هم به قول خود وفا کرد و او را نکشت. احتمالاً رسم آب ریختن پشت سر مسافر هم از اینجا آمده و به این معنی است که او زنده و سالم بماند.

ماهی های سلطنتی

خانواده سلطنتی انگلستان زندگی مجلل و پر زرق و برقی دارند. اگر همین مراسم ازدواج سلطنتی را دیده باشید مطمئنا بسیاری از رسومی که در آن به اجرا درآمد برای شما هم عجیب و غریب بود. کشور انگلستان پر از قوانین و تشریفاتی است که خانواده سلطنتی را از عوام متمایز می کند. البته این روزها مراسم و قوانین این چنینی بیشتر جنبه نمادین دارند ولی خب قبلا که این طور نبود. بسیاری از این قانون ها هم کاملا بی دلیل هستند و واقعاً سودی برای خانواده سلطنتی ندارند. طبق یکی از قوانین بامزه تمام ماهی های استروژن اطراف جزیره انگلستان متعلق به خانواده سلطنتی هستند. به این ترتیب در صورتی که ماهیگیران در صید خود ماهی استروژن بیابند موظفند آن را سریعا به دریا بیندازند. جالب تر از آن جریمه ای است که برای نقض این قانون در نظر گرفته شده است. بر این اساس هر کس از انداختن ماهی استروژن به دریا خودداری کند به ازای هر ماهی استروژنی که به دریا نمی اندازد باید دو ماهی استروژن زنده بگیرد و به دریا بیندازد خب واقعاً این مسخره بازی ها چه معنی می دهد؟ یعنی یک نفر نبود که به اینها بگوید این لوس بازی هایشان را تمام کنند؟! همان بهتر است بروند به جای این کارها عروسی برگزار کنند.

سه سال از مسیح تا یهودا

لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر - یکی از بزرگ ترین شاهکارهای تاریخ نقاشی که روی دیوار یک کلیسا نقش بسته است - با مشکل بزرگی روبه رو شد. او می خواست نیکی و پلیدی را در کالبد مسیح و یهودا (حواری ای که مسیح را به کیسه ای زر فروخت) تصویر کند. وی برای کشیدن مسیح از چهره جوانی استفاده کرد که در یک گروه سرود او را دیده بود. او جوان را به کلیسا برد و صورت مسیح را از روی صورت او کشید ولی برای کشیدن یهودا مدلی پیدا نمی کرد. اگرچه این قضیه شبانه روز فکرش را به خود مشغول کرده بود ولی نمی توانست مدل مناسبی را پیدا کند. در حالی که تابلوی شام آخر به همین دلیل تا سه سال نیمه کاره مانده بود. یک شب داوینچی در گذر از کوچه ای جوان ژنده پوش مستی را دید که در جوی آب افتاده است. به دستور داوینچی جوان مست را با همان وضع به کلیسا آوردند و نشاندند. داوینچی تا صبح مشغول کشیدن طرح اولیه صورت او بود. وقتی صبح شد جوان کمی به هوش آمد نظرش به تابلوی روی دیوار افتاد و از شگفتی فریاد کشید و گفت: «من این تابلو را قبلا دیده ام!» داوینچی با تعجب پرسید: «کی؟!» جوان فقیر گفت: «سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم، موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم و زندگی خوبی داشتم هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!» بله تقدیر این چنین است.

ساعت، چینی بهتر است یا بابلی؟

تا حالا هیچ به این فکر کرده بوید که چرا هفته هفت روز دارد یا اینکه چرا هر روز 24 ساعت است، هر ساعت 60 دقیقه و هر دقیقه 60 ثانیه؟ «نه خداییش؟!» ماجرا به بابلیان باستان مربوط می شود. آنها برای هر یک از سیارات منظومه شمسی - که آن زمان فکر می کردند هفت تاست - یک شبانه روز در نظر گرفته بودند. هر شب و هر روز را هم به 12 قسمت تقسیم کرده و هر یک از این قسمت ها را به یکی از نشانه های دایره البروج نسبت داده بودند. (دایره البروج دایره ای است که در بی نهایت و هم صفحه با دایره ای که حرکت انتقالی زمین به دور خورشید روی آن انجام می شود. این دایره را به 12 قسمت 30 درجه ای تقسیم کرده اند) تقسیم ساعت و دقیقه به 60 واحد هم به این دلیل بود که فکر می کردند، 60 عدد خوش یمنی است. البته چینی های باستان برای اندازه گیری زمان از روش ده دهی استفاده می کردند؛ به این معنی که روز را به 10 ساعت، هر ساعت را به 100 دقیقه و هر دقیقه را به 100 ثانیه تقسیم کرده بودند. البته سبک بابلیان در اکثر نقاط دنیا رواج یافته بود و چینی ها در ارتباط با دیگر کشورها روششان را فراموش کردند. جدیدا بسیاری از محققان می گویند روش ده دهی باید جایگزین روش دوازده تایی شود چون محاسبات پیچیده را ساده تر می کند و در زندگی روزمره هم کاربردی تر است. (ما که اصلاً موافق نیستیم. اگرچه به این ترتیب هفته ای سه روز عمر آدم اضافه می شود(!) ولی فکرش را بکنید آن وقت به جای هفت روز باید 10 روز انتظار بکشیم تا جمعه برسد!)

کلید و چیزهایی که کار کلید را می کند!

کلید یکی از قدیمی ترین ابزارهایی است که انسان اختراع کرد. کهنه ترین سندی که از کلید وجود دارد، مربوط به 4000 سال پیش در مصر باستان است. تصویر این کلید که یک کلید چوبی بزرگ است روی یک کوزه زیبا در خرابه های قصر قدیمی ای در مصر پیدا شد. یونانیان هم در ساختن کلید بسیار حرفه ای بودند. آنها ابتدا از کلیدهای تسمه ای و طنابی استفاده می کردند ولی به دلیل سرقت زیاد از صندوق ها به تدریج کلیدهایی ساختند که به کلیدهای امروزی شبیه تر بودند. بعدها صنعتگران رومی کار را ادامه دادند. آنها برای اولین بار کلیدها را به جای چوب از آهن ساختند. در قرون وسطی صنعت ساخت کلید پیشرفت چشمگیری کرد. در سال 1818 میلادی به دلیل بالارفتن دزدی، دولت انگلستان برای ساخت قفلی که فقط با کلید خودش باز شود، یکصد لیره جایزه تعیین کرد که نصیب فردی به نام پرمیا چوب شد. «اما همه اینها باعث نشد که نتوانند قفل ها را بدون کلیدش باز کنند! به همین دلیل پیشرفت ها ادامه پیدا کرد.» در اوایل قرن بیستم، پدر و پسری آمریکایی معروف به لینوس یال بزرگ و لینوس یال جوان صنعت قفل و کلید را مکانیزه کردند و انقلابی در این صنعت به وجود آوردند. چند سال پیش یک کارخانه مشهور آمریکایی برای اثبات امن بودن قفل هایش جایزه ای بزرگ برای کسی تعیین کرد که بتواند قفل ساخته شده توسط این کارخانه را باز کند اما اخب یکی از رفقا با دو سوزن و یک تکه سیم باریک فلزی این کار را کرد و برگزارکنندگان این مسابقه را به شدت خجالت زده کرد.
منبع: دانستنیها شماره 29

تعداد مشاهده (783)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره مقاله "ماجراهای تاریخ ساز و قفل و کلید"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید