10 اسفند 1390

چرا میزان رأی ملت است؟

مولف: مدیر سیستم   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

گفتمان آیت الله خامنه ای نیز مسئولان به واسطه انتصاب شان به مردم و صاحب حق بودن مردم، اعتبار دارند، و در اصل خدمتگزاران ملتند و این مردمند كه كارگزاران به اعتبار ایشان جایگاه یافته اند

 

 
آ

با تشكیل نظام مقدس جمهوری اسلامی، جایگاه توده های ملت در نظام تصمیم گیری كشور جایگاهی ویژه یافت و در تمام سطوح اداره كشور بسط و گسترش یافت. پیش از آن عالی ترین نماد حضور ملت انتخاب نمایندگان مجلس بود كه آن نیز به دلیل صوری بودن و انتصاب نمایندگان توسط شاه! با عدم اقبال ملت مواجه بود.

حضرت امام(ره) بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امور كار كشور را به مردم سپرد و با برگزاری انتخابات متعدد از ایشان خواست تا در ساختن كشور سهیم باشد. اوج این نگاه «مردم سالار» را می توان در اظهارات ایشان خطاب به مخالفین در آستانه شكل گیری مجلس خبرگان قانون اساسی مشاهده كرد كه با صراحت اعلام می دارد كه اعضای مجلس خبرگان تنها وكیل ملت بوده و قانون تدوین شده باید به تأیید ملت برسد:

«مجلس موسسان اگر اعتبار دارد برای این است كه مجلس مبعوث از ملت است. خود ملت، حق ندارد رأی بدهد، لكن وكیل ملت حق دارد؟! این چه غلطی است. خود من حق ندارم تصرف بكنم در مالم، وكیل من حق دارد؟! خود شما حق ندارید رأی بدهید، وكیل شما حق دارد؟! وكلا برای این حق دارند كه وكیل شما هستند والا چه حقی دارند، یك نفر چه حقی دارد برای 35 میلیونی جمعیت رأی بدهد؟

این حق برای این است كه شما می خواهید رأی بدهید، رأی شماست، میزان رأی ملت است، ملت یك وقت خودش رأی می دهد، این اساس، یك وقت یك عده ای را تعیین می كند كه آنها رأی بدهند، آن در مرتبه دوم صحیح است، والا مرتبه اول، حق مال خود ملت است.» (صحیفه نور، ج 7، ص122، 25/3/58)

از همین اظهارات بود كه گزاره «میزان رأی ملت است» بر سر زبان ها افتاد و به عنوان یكی از آموزه های اساسی مكتب سیاسی حضرت امام(ره) مورد توجه قرار گرفت. گزاره فوق را می توان جوهر نظام سیاسی اسلام كه همانا «نظام مردم سالاری دینی» است راهنمایی می كند.

تبیین مردم سالاری دینی

مردم سالاری دینی، نظام سیاسی است كه مبتنی بر هدایت الهی و اراده مردمی شكل گرفته و به پیش می رود. در این نظام، رأی و خواست مردم از جایگاه ویژه ای برخوردار است كه توجه به آن می تواند رمز فهم چرایی میزان بودن رأی ملت باشد. برای فهم صحیح این جایگاه به رهنمودهای حكیم فرزانه انقلاب اسلامی رجوع می كنیم كه به تفضیل در باب جایگاه رأی و خواست مردم در نظام اسلامی سخن گفته اند.

در این مدل انتخاب تمامی مسئولان با رأی و اراده مردم معنا می یابد. مردم در نظام مردم سالار اسلامی به عنوان تكیه گاه اصلی مورد توجه اند. در این نگرش به مردم، حكومت بدون اراده و اختیار مردم مسلمان شكل نمی گیرد و بدون پشتوانه ایشان كارهایش را به پیش نخواهد برد. آیت الله خامنه ای در پاسخ به سوالی با این مضمون كه «مردم در ذهن شما كجا هستند؟» به تشریح این موضوع پرداخته و خواست و اراده و ایمان مردم، حتی بالاتر از این، عواطف آنها، را پایه اصلی حكومت معرفی می كند.

اعتبار رأی مردم بر اساس كرامت انسان

سوال اساسی در این زمینه این است كه این اعتبار رأی و خواست ملت از كجا حاصل شده است؟ در این زمینه باید به مبانی انسان شناسی نظام مردم سالار دینی و جایگاه انسان در اسلام توجه نمود. با مروری بر متون دینی به این نكته خواهیم رسید كه آموزه های اسلامی مبتنی بر «كرامت انسان» و توجه و محوریت آدمی شكل گرفته است و محور توجه دین سعادت و كرامت انسان است.

پیامبران الهی و ادیان آسمانی همگی برای هدایت انسان و نجات انسان از انحراف آمده اند و لذا بی شك عالی ترین توجه به انسان را در آموزه های دینی باید مشاهده نكرد.

همین مقدمه منجر بدان شده كه در بررسی نظام سیاسی اسلام با جایگاه رفیع مردم در تصمیم گیری ها مواجه شویم. در این میان یكی از مهم ترین مولفه هایی كه مردم سالاری دینی را از دیگر نظرات رقیب جدا می سازد، احترام و اعتباری است كه این نظریه برای رأی ملت قائل است. مبتنی بر این نظر رأی مردم بر اساس كرامت انسان پیش خدای متعال معتبر است و به عبارتی خداوند به نحوی به مردم اعتماد دارد. در نتیجه در نظریه سیاسی اسلام اساس مردم سالاری دینی برخاسته از خود اسلام است و مشروعیت آن را از دین می گیرد.

جوهر كلام مردم سالاری دینی را باید در این گفتار آیت الله خامنه ای جست وجو كرد آنجا كه به خاستگاه اعتبار رأی ملت اینگونه اشاره می كنند:

«در مردم سالاری دینی و در شریعت الهی این موضوع مطرح است كه مردم باید حاكم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد كه حكومت كند. ای كسی كه مسلمانی، چرا رأی مردم معتبر است؟ می گوید چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأی مردم بر اساس كرامت انسان پیش خدای متعال معتبر است.

در اسلام هیچ ولایت و حاكمیتی بر انسان ها مقبول نیست، مگر اینكه خدای متعال مشخص كند. ما هرجا كه در مسائل فراوان فقهی كه به ولایت حاكم، ولایت قاضی یا به ولایت مومن - كه انواع و اقسام ولایات وجود دارد - ارتباط پیدا می كند، شك كنیم كه آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، می گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل عدم ولایت است؛ این منطق اسلام است.

آن وقتی این ولایت مورد قبول است كه شارع آن را تنفیذ كرده باشد و تنفیذ شارع به این است كه آن كسی كه ولایت را به او می دهیم - در هر مرتبه ای از ولایت - باید اهلیت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند؛ این منطق مردم سالاری دینی است كه بسیار مستحكم و عمیق است و یك مومن می تواند با اعتقاد كامل این منطق را بپذیرد و به آن عمل كند؛ جای شبهه و وسوسه ندارد.»(26/9/82)

نمایندگان وكیل ملت

نگاه قابل توجهی كه از مبحث پیشین حاصل می شود، آن است كه در نظام مردم سالار دینی، نمایندگان مجلس وكیل مردمند و به نمایندگی از ایشان در جایگاه تصمیمی گیری قرار دارند و بدون خواست و انتخاب آنها اعتباری ندارند، لذا در واقع این مردمند كه در امور تصمیم گیر بوده و این اعتبار و جایگاه را در فرایندی به نمایندگان شان در مجلس واگذار كرده اند.

حضرت امام(ره) در همان سال ابتدایی شكل گیری نظام اسلامی خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی كه وظیفه خطیر تصویب اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی را برعهده داشتند به صراحت اعلام می دارد:

«همان مسیری كه ملت داشتند، همین چیزی كه اگر می خواهید مطابق به قول خودتان دموكراسی عمل بكنید، دموكراسی این است كه آرای اكثریت و آن هم این طور اكثریت معتبر است، اكثریت هرچه گفتند آرای شان معتبر است ولو به ضرر خود خودشان باشد. شما ولی آنها نیستید كه بگویند كه این به ضرر شماست، ما می خواهیم بكنیم. شما وكیل آنها هستید، ولی آنها نیستید. برطبق، آن طوری كه خود ملت مسیرش است. خواهش می كنم از اشخاصی كه ممكن است یك وقتی یك چیزی را طرح بكنند كه این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نكنند. از اول، لازم نیست، لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی كه مربوط به وكالت تان است و آن مسیری كه ملت دارد، روی آن مسیر راه بروید ولو عقیده تان این است كه ملت رفته، خلاف صلاحش است. خوب باشد، ملت می خواهد این طور بكند، به من و شما چكار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد انجام بدهد. ملت رأی داده و رأیی كه داد، متبع است.»(صحیفه امام، ج 8، ص 247، 27/5/58)

در گفتمان آیت الله خامنه ای نیز مسئولان به واسطه انتصاب شان به مردم و صاحب حق بودن مردم، اعتبار دارند، و در اصل خدمتگزاران ملتند و این مردمند كه كارگزاران به اعتبار ایشان جایگاه یافته اند: «در نظام اسلامی حكومت عامل مردم است؛ دست مردم است؛ نماینده و خادم و كارگزار مردم است؛ صاحب حق، مردم اند.»(7/4/83)

نقد نظریه رقیب: نظریه نخبه سالاری دینی

نظریه مخالفی كه در برابر نظریه مردم سالاری دینی قرار گرفته و رأی و رضایت مردم را در نظام اسلامی كم ارزش می بیند، می توان مسامحتاً «نخبه سالاری اسلامی» نامید. در این نگاه همه امور جامعه اسلامی باید به نخبگان كه همان خبرگان امور اسلامی باشند سپرده شود و مردم تنها باید به عنوان پشتیبان، نظر ایشان در صحنه حضور داشته و ایشان را در تصمیمات اتخاذ شده همراهی نمایند، چرا كه بدون همراهی ملت، تصمیمات نخبگان كارآیی لازم را نخواهد داشت و عملی نمی گردد!

در این نظریه با نوعی بی اعتمادی به مردم در تشخیص مسائل مواجه ایم، به نحوی كه همه اختیارات تنها در اختیار نخبگان قرار دارند و مردم از هرگونه تشخیصی ناتوانند! و كار را باید به كارشناس سپرد! این نظر تا آنجا پیش می رود كه مدعی می گردد: «اگر در انتخابات ریاست جمهوری و نیز تمام انتخابات دیگر، چنین روشی [روش دو مرحله ای] پیاده شود به نظر ما اصلح است و اگر بتوانیم یك نظام انتخاباتی پیاده كنیم كه بتدریج متخصصان شناسایی شوند و اصلح شان انتخاب شود، بسیار مناسب است.»

این نظر كه تلاش دارد تنها به «بهترین وضعیت» بسنده كنند، به بهانه «اجرای ایده آل» همه انتخابها و اتخاذ «بهترین تصمیمات»، علاقه مند است كه به تدریج همه امور را برعهده كارشناسان و نخبگان جامعه سپرده و مردم عوام- كه اتفاقاً ركن اصلی مردم سالاری دینی را تشكیل می دهند - در كناری منتظر تصمیم نخبگان بمانند تا تصمیم اتخاذ شده را مورد تأكید قرار دهند. در این رویكرد به تدریج نخبگان - كه در نظام مردم سالار دینی از جایگاه رفیعی به عنوان «مشاور» مردم برخوردارند - به جای مردم قرار گرفته و نوعی ولایت بر آنان می یابند به نحوی كه می توانند به جای آنها تصمیم بگیرند!

بر این قرائت از نسبت میان مردم و نخبگان، نقدهای متعددی وارد است كه به برخی از آنها به طور خلاصه اشاره می كنیم. مبتنی بر این نگاه، افراد جامعه هیچ گاه به رشد و اختیار نرسیده و هماره در سیطره نخبه ها و خبره ها باقی خواهند ماند. همچنین در این نگاه نخبه سالار كه به صراحت تمام در برابر مردم سالاری قرار می گیرد، تمام زوایای زندگی آدمی در اختیار متخصصان خواهد بود و آنها برای شما تعیین تكلیف خواهند كرد! غافل از اینكه خداوند اراده كرده است كه آدمیان با اراده و اختیار خود گام برداشته و در مسائل مختلف تصمیم بگیرند و در مسیر همین تلاش برای تصمیم گیری است كه زمینه برای رشد و كمال فراهم می آید و مبنای پاداش و جزا نیز برخاسته از همین اختیار و انتخاب است و البته این «اراده محوری» منظور نظر، منافاتی با مشورت گیری از كارشناسان نخواهد داشت؛ مشورتی كه نافی اختیار فرد نبوده و «مشاور در جای قیم» قرار نمی گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای در عباراتی به صراحت انتخابات مختلف را از اختیارات و حقوق مردم دانسته و تأكید می دارد كه فرض و احتمال خطا و اشتباه موجب آن نمی شود كه مردم را صاحب صلاحیت ندانسته و این حق را در اختیار نخبگان قرار دهیم: «این جا هیچ كس - نه رهبری، نه دولت، نه متنفذین حزبی - به مردم ما امر و نهی نمی كند؛ مردم به قدر سعه اطلاعات خودشان تحقیق و مطالعه و مشورت می كنند و فرد مورد نظرشان را برمی گزینند. ممكن است آنچه آخر سر به نظرشان می رسد، درست هم نباشد - اشتباه باشد - اما خودشان هستند كه تصمیم می گیرند؛ و اگر این كار را برای خدا و حاكمیت ارزش های الهی بكنند، اجر وافری هم پیش خدای متعال دارند؛ این خیلی اهمیت دارد.»(25/3/84)


تعداد مشاهده (602)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره مقاله "چرا میزان رأی ملت است؟"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید