13 بهمن 1390

خلاصه زندگینامه رهبر فررزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای «دام ظله»

مولف: مدیر سیستم   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:
3/4

«یك نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا بكنید كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بنای قلبی اش بر این باشد كه به این ملت خدمت كند، پیدا نمی كنـید، ایشان را من سالهای طولانی می شناسم.»

 

امام خمینی «قدس سره»

ازمیلاد تا مدرسه

رهبر عالیقدر حضرت آیت الله سید علی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین ؛ حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در روز 24 تیرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگی سید جواد خامنه ای مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینی، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معنای عمیق قناعت و ساده زیستی را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره های زندگی خود از وضع و حال زندگی خانواده شان چنین می گویند:

«پدرم روحانی معروفی بود، امّا خیلی پارسا و گوشه گیر... زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق میافتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت برای ما شام تهیّه می كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»

امّا خانه ای را كه خانواده سیّد جواد در آن زندگی می كردند، رهبر انقلاب چنین توصیف می كنند:

«منزل پدری من كه در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگی من، یك خانه 60 ـ 70 متری در محّله فقیر نشین مشهد بود كه فقط یك اتاق داشت و یك زیر زمین تاریك و خفه ای! هنگامی كه برای پدرم میهمان می آمد (و معمولاً پدر بنا بر این كه روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین می رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه ای كه به پدر ارادتی داشتند، زمین كوچكی را كنار این منزل خریده به آن اضافه كردند و ما دارای سه اتاق شدیم.»

رهبرانقلاب از دوران كودكی در خانواده ای فقیر امّا روحانی و روحانی پرور و پاك و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگی به همراه برادر بزرگش سید محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامی «دارالتعّلیم دیانتی» ثبت نام كردند و این دو دوران تحصیل ابتدایی را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علمیه

ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز كرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند.
درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت می گویند: 

«عامل و موجب اصلی در انتخاب این راه نورانی روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند».

ایشان كتب ادبی ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطی»، «مغنی» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت می كرد. كتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقداری را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدی» و رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور كم سابقه و شگفت انگیزی در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمی در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، كتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسی» خواندند.

در حوزه علمیه نجف اشرف

آیت الله خامنه ای كه از هیجده سالگی در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمی میلانی شروع كرده بودند. در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شركت در درسهای خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حكیم، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، سید یحیی یزدی، و میرزا حسن بجنوردی، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولی پدر موافقت نكرد. پس از مدّ تی ایشان به مشهد باز گشتند.

در حوزه علمیه قم

آیت الله خامنه ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، امام خمینی، شیخ مرتضی حائری یزدی وعلـّامه طباطبائی استفاده كردند. در سال 1343، از مكاتباتی كه رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند كه یك چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه ای به این نتیجـه رسیدند كه به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت كنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد می گویند:

«به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است كه ناشی از همان بّری «نیكی» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام».

آیت الله خامنه ای بر سر این دو راهی، راه درست را انتخاب كردند. بعضی از اساتید و آشنایان افسوس می خوردند كه چرا ایشان به این زودی حوزه علمیه قم را ترك كردند، اگر می ماندند در آینده چنین و چنان می شدند!... امّا آینده نشان داد كه انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهی برای ایشان سر نوشتی دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود.

آیا كسی تصّور می كرد كه در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، كه برای رضای خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد می رفت، 25 سال بعد، به مقام والای ولایت امر مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمی تحصیلات فقهی و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانی ادامه دادند. همچنین ازسال 1343 كه در مشهد ماندگار شدند در كنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس كتب فقه و اصول و معارف دینی به طلـّاب جوان و دانشجویان نیز می پرداختند.

مبارزات سیاسی

آیت الله خامنه ای به گفته خویش «از شاگردان فقهی، اصولی، سیاسی و انقلابی امام خمینی (ره) هستند» امـّا نخستین جرقـّه های سیاسی و مبارزاتی و دشمنی با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبی نوّاب صفوی» در ذهن ایشان زده است، هنگامیكه نوّاب صفوی با عدّه ای از فدائیان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سلیمان خان، سخنرانی پر هیجان و بیدار كننده ای در موضوع احیای اسلام و حاكمیت احكام الهی، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیسی و دروغگویی آنان به ملـّت ایران، ایراد كردند. آیت الله خامنه ای آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان آتشین نوّاب واقع شدند. ایشان می گویند:

«همان وقت جرقه های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نوّاب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شكی ندارم كه اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن كرد».

همراه با نهضت امام خمینی (قدس سره)

آیت الله خامنه ای از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابی واعتراض آمیز امام خمینی علیه سیاستهای ضد اسلامی و آمریكا پسند محمد رضا شاه پهلوی، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسی شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب های فراوان و شكنجه ها و تعبیدها و زندان ها مبارزه كردند و در این مسیر ازهیچ خطری نترسیدند. نخستین بار در محرّم سال 1383 از سوی امام خمینی (قدس سره) مأموریت یافتند كه پیام ایشان را به آیت الله میلانی و علمای خراسان در خصوص چگونگی برنامه های تبلیغاتی روحانیون در ماه محرّم و افشاگری علیه سیاست های آمریكایی شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز برای تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستای پیام امام خمینی، به تبلیغ و افشاگری علیه رژیم پهلوی و آمریكا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگیر و یك شب بازداشت شدند و فردای آن به شرط اینكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامی دادند و ده روز در آنجا با سخت ترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانی شدند.

دوّمین بازداشت

 در بهمن 1342 - رمضان 1383- آیت الله خامنه ای با عدّه ای از دوستانشان براساس برنامه حساب شده ای به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانی و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانی ها و افشاگری های پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابی شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابی ایشان در افشاگری سیاستهای شیطانی و آمریكایی رژیم پهلوی، به اوج رسید و ساواك شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادی ـ در زندان قزل قلعه زندانی شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند.

سوّمین و چهارمین بازداشت

كلاسهای تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامی ایشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظیر جوانان پرشور و انقلابی مواجه شد. همین فعالیت ها سبب عصبانیت ساواك شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگی می كردند و یك سال بعد ـ 1346ـ دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیّت های علمی و برگزاری جلسات و تدریس و روشنگری عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواك جهنّمی پهلوی در سال 1349 نیز دستگیر و زندانی گردند.

پنجمین بازداشت

حضرت آیت الله خامنه ای «مد ظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواك می نویسد:

«از سال 48 زمینه حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههای جاری رژیم پیشین نیز نسبت به من، كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانی نمی تواند با افرادی از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدّداً و برای پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهای خشونت آمیز ساواك در زندان آشكارا نشان می داد كه دستگاه از پیوستن جریان های مبارزه مسلـّحانه به كانون های تفـّكر اسلامی به شدّت بیمناك است و نمی تواند بپذیرد كه فعالیّـت های فكری و تبلیغاتی من در مشهد و تهران از آن جریان ها بیگانه و به كنار است. پس از آزادی، دایره درسهای عمومی تفسیر و كلاسهای مخفی ایدئولوژی و... گسترش بیشتری پیدا كرد».

بازداشت ششم

در بین سالهای 1350ـ1353 درسهای تفسیر و ایدئولوژی آیت الله خامنه ای در سه مسجد «كرامت» ، «امام حسن» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشكیل میشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابی و معتقد را به این سه مركز می كشاند و با تفكّرات اصیل اسلامی آشنا می ساخت. درس نهج البلاغـه ایشان از شور و حال دیگـری برخوردار بود و در جزوه های پلی كپی شده تحت عنوان: «پرتوی از نهج البلاغه» تكثیر و دست به دست می گشت. طلـّاب جوان و انقلابی كه درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان می آموختند، با عزیمت به شهرهای دور و نزدیكِ ایران، افكار مردم را با آن حقایق نورانی آشنا و زمینه را برای انقلاب بزرگ اسلامی آماده می ساختند. این فعالیـّت ها موجب شد كه در دی ماه 1353 ساواك بی رحمانه به خانه آیت الله خامنه ای در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیاری از یادداشت ها و نوشته هایشان را ضبط كنند. این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز 1354 در زندان كمیته مشترك شهربانی زندان بودند. در این مدت در سلولی با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند. سختی هایی كه ایشان در این بازداشت تحمّل كردند، به تعبیر خودشان «فقط برای آنان
كه آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادی از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش های علمی و تحقیقی و انقلابی ادامه داشت. البته دیگر امكان تشكیل كلاسهای سابق را به ایشان ندادند.

در تبعید

رژیم جنایتكار پهلوی در اواخر سال 1356، آیت الله خامنه ای را دستگیر و برای مدّت سه سال به ایرانشهر تبعید كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگیری مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابی ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمی علیه رژیم سفـّاك پهلوی قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختی و تلخی، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنی پیروزی انقلاب كبیر اسلامی ایران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوی، و برقراری حاكمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.

در آستانه پیروزی

درآستانه پیروزی انقلاب اسلامی، پیش از بازگشت امام خمینی از پاریس به تهران، «شورای انقلاب اسلامی» با شركت افراد و شخصیت های مبارزی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی و... از سوی امام خمینی در ایران تشكیل گردید، آیت الله خامنه ای نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهری «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر كبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

پس از پیروزی

آیت الله خامنه ای پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت های ارزشمند اسلامی و در جهت نزدیكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامی پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بی نظیر و بسیار مهّم بودند كه در این مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها می پردازیم:
* پایه گذاری «حزب جمهوری اسلامی» با همكاری و همفكری علمای مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتی، شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی و... دراسفند 1357.
* معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
* سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1358.
* امام جمعه تهران، 1358.
* نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شورای عالی دفاع ، 1359.
* نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، 1358. 
* حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه های دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهای ایران؛ با تجهیزات و تحریكات قدرت های شیطانی و بزرگ ازجمله آمریكا و شوروی سابق.
* ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
* ریاست جمهوری؛ به دنبال شهادت محمد علی رجایی دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه ای در مهر ماه 1360 با كسب بیش از شانزده میلیون رأی مردمی و حكم تنفیذ امام خمینی (قدس سره) به مقام ریاست جمهوری ایران اسلامی برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 برای دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.
* ریاست شورای انقلاب فرهنگ، 1360.
* ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
* ریاست شورای بازنگری قانون اساسی، 1368.
* رهبری و ولایت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبیرانقلاب امام خمینی (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبری به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستی بود كه پس از رحلت امام راحل، با شایستگی تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلكه مسلمانان جهان را رهبری نمایند.

آثار قلمی

در پایان این مختصر، شایسته است به برخی آثار قلمی رهبر بزرگوار انقلاب هم نگاهی داشته باشیم:

* تألیف و تحقیق:

1ـ طرح كلی اندیشه اسلامی در قرآن.
2ـ از ژرفای نماز
3ـ گفتاری در باب صبر
4ـ چهار كتاب اصلی علم رجال
5 ـ ولایت
6ـ گزارش از سابقه تاریخی و اوضاع كنونی حوزه علمیه مشهد.
7ـ زندگینامه ائمه تشیع (چاپ نشده)
8 ـ پیشوای صادق
9ـ وحدت و تحزّب
10ـ هنر از دیدگاه آیت الله خامنه ای
11ـ درست فهمیدن دین
12- عنصر مبارزه در زندگی ائمه «علیهم السلام»
13- روح توحید، نفی عبودیت غیر خدا
14- ضرورت بازگشت به قرآن
15- سیره امام سجاد «علیه السلام»
16- امام رضا «علیه السلام» و ولایتعهدی
17- تهاجم فرهنگی (تدوین شده از سخنان و پیامهای معظم له)
18ـ حدیث ولایت (مجموعه پیامها و سخنان ایشان كه تا كنون 9 جلد آن چاپ شده است.)
و...

* ترجمه:

1ـ صلح امام حسن (ع) ، تألیف راضی آل یاسین.
2ـ آینده در قلمرو اسلام ، تألیف سید قطب.
3ـ مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان، تألیف عبدالمنعم نمری نصری.
4ـ ادعانامه علیه تمدّن غرب، تألیف سید قطب.
و...

تعداد مشاهده (1774)       نظرات (1)

نظرات کاربران درباره مقاله "خلاصه زندگینامه رهبر فررزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای «دام ظله»"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید