12 بهمن 1390

آیا ما شیعه ایم یا محبّ اهلبیتیم؟!

مولف: مدیر سیستم   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:
3

در تفسیر امام حسن عسكری علیه السلام حدیثی وارد شده است كه آن را ابویعقوب یوسف بن یزیاد و علی بن سیار روایت كرده اند، این دو بزرگوار می گویند:

شبی در خدمت امام عسكری(ع) بودیم- در آن زمان حاكم آن سامان نسبت به امام (ع) تعظیم می كرد و اطرافیان او نیز احترام می نمودند- ناگهان حاكم شهر از آنجا عبورش افتاد و مردی دست بسته همراه او بود او امام(ع) را كه در بالای خانه قرار داشت و از بیرون مشاهده می شد دید، همینكه چشمش به آن حضرت افتاد به خاطر احترام از مركب پیاده شد.

امام عسكری(ع) فرمود: به جای خود برگرد، و او در حالی كه تعظیم می كرد به جای خود یعنی روی مركب برگشت و عرض كرد: ای فرزند رسول خدا این شخص را امشب كنار یك دكان صرافی گرفته ام به گمان اینكه می خواسته راهی به دكان باز كند و از آن سرقت كند. همین كه خواستم او را تازیانه بزنم- و این روش من است متهمی را كه دستگیر می كنم پنجاه تازیانه می زنم تا تنبیه او باشد و بعد از آن جرم بزرگتری مرتكب نشود- او به من گفت: از خدا بترس و كاری كه باعث خشم خداوند می شود انجام نده، من به راستی از شیعیان علی بن ابی طالب و شیعه این امام بزرگوار پدر كسی كه به امر خدا قیام می كند می باشم.

من از او دست برداشتم و گفتم: تو را نزد امام(ع) می برم، اگر آن حضرت گفته ات را تصدیق كرد كه از شیعیان او هستی تو را رها می كنم، و اگر دروغ گفته بودی بعد از آنكه هزار تازیانه به تو زدم دست و پایت را قطع خواهم كرد، اكنون او را به حضور شما آورده ام، آیا او همان طور كه ادعا كرده است از شیعیان شما می باشد؟

امام (ع) فرمود:

پناه بر خدا می برم، این كجا از شیعیان علی بن ابی طالب می باشد؟ خدا او را در دست تو گرفتار كرده است بخاطر اینكه به خیال خود اعتقاد دارد كه از شیعیان حضرت علی (ع) است.

حاكم گفت: راحتم كردی، الآن پانصد ضربه به آن می زنم و هیچ اعتراضی هم بر من نیست. و چون او را به فاصله زیادی از آنجا دور كرد دستور داد او را به رو بر زمین افكندند، دو جلاد را یكی در طرف راست و دیگری در طرف چپ بر او گماشت و به آنها گفت: او را بزنید و بدرد آورید.

این دو نفر شلاق های خود را بطرف او پایین آوردند، ولی به او برخورد نكرد و هر چه می زدند بر زمین می خورد، حاكم ناراحت شد و گفت: وای بر شما، زمین را می زنید؟ به پشت و كمر این شخص بزنید، دوباره شروع به زدن كردند و پشت و كمر او را نشانه گرفتند ولی این بار دستهای آنها خطا رفت و آندو به یكدیگر زدند و داد و فریاد آنها بلند شد.

حاكم به آنها گفت: وای بر شما، مگرشما دیوانه شده اید؟ چرا خودتان را می زنید؟ این مردی كه بر زمین افتاده بزنید گفتند: ما همین كار را می كنیم و جز او را هدف نمی گیریم و نمی زنیم ولی دست های ما بی اختیار منحرف می شود بطوری كه ضربه ها بر خود ما وارد می شود.

حاكم چهار نفر دیگر از مأموران خود را صدا زد و به این دو نفر اضافه كرد و گفت: او را احاطه كنید و تا می توانید بزنید، شش نفر دور او را گرفتند و شلاق ها را بالا بردند كه او را بزنند ولی این بار شلاق به حاكم اصابت كرد. او از مركب پیاده شد و فریاد كرد: مرا كشتید خدا شما را بكشد، این چه كاری است كه می كنید؟ گفتند: ما غیر این شخص را نمی زنیم و نمی دانیم چرا چنین می شود؟

حاكم با خود گفت: شاید اینها توطئه كرده اند، لذا چند نفر دیگر را مأمور كرد كه این شخص را بزنند، ولی آنها هم حاكم را زدند بار دیگر گفت: وای بر شما چرا مرا می زنید؟ گفتند: به خدا قسم ما جز این شخص را نمی زنیم.

حاكم گفت: سر و صورت مرا مجروح كردید، اگر مرا نمی زنید از كجا این جراحتها پیدا شد؟ گفتند: دست ما بشكند اگر تو را قصد كرده باشیم. مرد گرفتار به حاكم گفت: ای بنده خدا، آیا به این لطفی كه به من می شود و ضربات شلاق از من دفع می گردد هیچ توجه نمی كنی و عبرت نمی گیری؟ وای بر تو، مرا نزد امام(ع) برگردان و هر چه در مورد من فرمان داد اجرا كن.

حاكم او را نزد امام (ع) برگرداند و عرض كرد: ای فرزند رسول خدا، كار این شخص عجیب است، از طرفی انكار كردید كه از شیعیان شما باشد- و هر كه شیعه شما نباشد ناگزیر شیعه ابلیس است و جایگاهش در آتش است- و از طرف دیگر معجزاتی از او مشاهده كردم كه مخصوص پیامبران است.

امام (ع) فرمود:

بگو: یا جانشینان پیغمبران( یعنی اظهار معجزه منحصر به پیامبران نیست بلكه جانشینان واقعی آنها هم به آوردن معجزه توانائی دارند). حاكم هم كلام خود را با اضافه كردن جمله ای كه امام (ع) فرمود تصحیح كرد.

سپس امام عسكری(ع) به حاكم فرمود: ای بنده خدا این شخص در اینكه ادعا كرده از شیعیان ما است دروغ گفته است دروغی كه اگر می فهمید و از روی عمد آن را می گفت به تمام آن عذاب تو گرفتار می شد و در زندان زیرزمینی سی سال باقی می ماند، ولی خداوند به او رحم كرد زیرا كلمه را بر آنچه قصد كرده اطلاق نموده است و از روی عمد دروغ نگفته است و تو ای بنده خدا بدان كه خداوند او را از دست تو نجات داده است، او را رها كن، زیرا از دوستان و ارادتمندان ما است گر چه از شیعیان ما نیست.

حاكم گفت: نزد ما این تعبیرات همه مساوی است، چه فرقی بین اینها است؟ امام (ع) به او فرمود:

الفرق أن شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا، و یطیعونا فی جمیع أوامرانا و نواهینا، فأولئك من شیعتنا. فأما من خالفنا فی كثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا.

شیعیان ما كسانی هستند كه از آثار ما پیروی می كنند، دستورات ما را به كار می بندند، و از آنچه نهی كرده ایم اجتناب می نمایند، و اما كسانی كه در بسیاری از آنچه خداوند بر آنها واجب كرده با ما مخالفت می كنند از شیعیان ما نیستند.

سپس امام (ع) به حاكم فرمود: و تو دروغی گفته ای كه اگر از روی عمد مرتكب شده بودی خداوند تو را به هزار تازیانه و سی سال زندان زیر زمینی گرفتار می كرد.

حاكم عرض كرد: آن دروغ چه بوده است ای فرزند رسول خدا؟

امام(ع) فرمود: معجزاتی را كه دیدی به این شخص نسبت دادی در حالیكه معجزه كار او نیست بلكه كار ما است كه خداوند در مورد او ظاهر كرد تا حجت ما را آشكار كند و عظمت و شرافت ما را روشن سازد، و اگر گفته بودی معجزاتی در مورد او مشاهده كردم- و عمل  را به او نسبت نمی دادی- آن را انكار نمی كردم، آیا حضرت عیسی كه مرده را زنده كرد معجزه نیست؟ آیا معجزه كار آن مرده بود یا عیسی؟ آیا گل را كه به شكل پرنده ساخت و به اذن پروردگار پرنده گردید، این معجزه كار پرنده بود یا حضرت عیسی؟ آیا آنهائیكه مسخ شدند و با خواری بوزینه گردیدند معجزه نیست؟ آیا این معجزه كار بوزینه ها بود یا پیغمبر آن زمان؟

حاكم گفت: " أستغفرالله ربی و أتوب الیه" " از خدا طلب آمرزش می كنم و به سوی او بازگشت می نمایم."

سپس امام عسكری (ع) به آن شخص كه ادعا كرده بود شیعه علی بن ابی طالب (ع) است، فرمود:

 یا عبدالله لست من شیعة علی(ع)، إنما أنت من محبیه.

ای بنده خدا تو شیعه علی بن ابی طالب (ع) نیستی بلكه از دوستان او می باشی.

همانا شیعیان آن حضرت كسانی هستند كه خداوند تبارك و تعالی درباره آنان فرموده است:

" والذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك أصحاب الجنة هم فیها خالدون."( بقره/82)

" كسانی كه ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام می دهند اهل بهشت خواهند بود، و در آن جا برای همیشه خواهند ماند."

هم الذین آمنوا بالله و وصفوه بصفاته، و نزهوه عن خلاف صفاته و صدقوا محمداً (ص) فی أقواله و صوبوه فی كل أفعاله، ورأوا علیاً بعده سیّداً إماماً و قرماً هماماً لا یعدله من اُمّة محمد(ص) أحد، ولا كلهم إذا جمعوا فی كفّه یوزنون بوزنه، بل یرجّح علیهم كما ترجح السماء و الأرض فی الذرّة.

شیعیان كسانی هستند كه به خدا ایمان آورده اند و او را به صفاتی كه خودش فرموده توصیف می كنند و از صفات دیگر كه بر خلاف آن باشد پاك و منزه می دانند، و محمد(ص) را در همه گفتارش تصدیق می كنند، و همه كارهای او را عین صواب و راستی می دانند و عقیده دارند كه علی (ع)  بعد از او سرور و پیشوای همگان است و بزرگواری است كه هیچكس از امت محمد(ص) همتای او نیست، بلكه اگر همه آنها را در كفه ای و علی(ع) را در كفه ای دیگر قرار دهند كفه علی(ع) بر آنها ترجیح پیدا می كند مانند ترجیح داشتن وزن آسمان و زمین بر یك ذره بی مقدار.

و شیعیان علی (ع) كسانی هستند كه در راه خدا هیچ باكی ندارند كه مرگ سراغ آنها آید، یا آنها در دام مرگ قرار گیرند و شیعیان علی(ع) آنهایی هستند كه برادرشان را بر خود ترجیح می دهند گرچه در حال نیاز و حاجت باشند. و آنها كسانی هستند كه خداوند در جائی كه نهی فرموده آنها را نمی بیند، و جائیكه امر فرموده خالی از آنها نیست.

و شیعیان علی بن ابی طالب(ع) كسانی هستند كه در احترام نمودن و بزرگداشت برادران مؤمن به مولای خود علی(ع) اقتدا می كنند.

و آنچه گفتم گفتار خودم نیست بلكه گفتار رسول خدا(ص) است و این فرمایش پروردگار است كه فرموده است:" وعملوا الصالحات" یعنی بعد از اعتراف به توحید و اعتقاد داشتن به نبوت و امامت همه فرائض و تكالیف الهی را بجا می آورند، و در رأس آنها دو فریضه است:

یكی ادا كردن و پرداختن حقوق برادران دین، دوم رعایت تقیه و آشكار نكردن عقیده مذهبی خود در مقابل شیعیان خداوند برای آنكه جان و مال خود را حفظ كنند.

 

منبع: تفسیر امام عسكری، ج7، ص316/ بحارالأنوار، ج68 ، ص160/ تفسیر برهان، ج4، ص23.

تعداد مشاهده (689)       نظرات (2)

نظرات کاربران درباره مقاله "آیا ما شیعه ایم یا محبّ اهلبیتیم؟!"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید